تبليغاتX
دنیای منی
^^تو برایم مقدسی"""تو عزیزترین کسی^^
 

یک شاهدخت و یک شاهزاده یک دیگر خود را بی اندازه دوست داشتند و هر دو زنده گی همدیگر بودند و کوچکترین ناراحتی و درد که یکی از آنها میداشت دیگرش او را احساس میکرد و با خوشی و غم همدیگر زنده گی میکردند تا اینکه یک روز شاهزاده برای شاهدخت گفت که تو دیگر برای من ارزشی نداری و دیگر برایم مهم نیستی و من زنده گی خود را تعین کردم و شریک زنده گی خودم را دریافتم و نمیتوانم که بخاطر تو و عشق تو خوشی ها و خواست های خودم را حرام کنم.........همان بود که او شاهدخت را از زنده گی اش بیرون کرد و حتی درد که برای شاهدخت داد و اشک که شاهدخت بخاطرش میریزد این همه را احساس نکرد...................روزی با کوچکترین ناراحتی شاهدخت ناراحت و با تبسم شاهدخت خوشحال میشد امروز حتی یکبار هم احساس نمیکند که شاهدخت هر لحظه با زنده گی وداع گفته و به تدریج از بین میرود..................ولی شاهدخت هنوز هم برای خوشی های شاهزاده خود دعا میکند و عمر باقی مانده خود را نیز برایش عطا میکند چرا که بدون شاهزاده شاهدخت زنده بودن نمیتواند....................................

 

دوستان عزیز داستان زنده گی جانی و جانو نیز با همین مطلب به پایان رسید و جانو برای همیشه از این دنیا رفت و این عشق در همین جا به اتمام رسید...........................دوستانی که در زنده گی تلاش بدست آوردن شریک زنده گی خود را میکنند کوشش کند که کسی را تا سرحد پرستش دوست نداشته باشند و زنده گی خود را دوزخ نسازند با از دست دادنش..............

خدا حافظ عزیزان برای همیشه.......................همیشه...و برای شاهزاده دعا کنید که همیشه خوش و موفق باشد..... 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1386/09/04ساعت 11 قبل از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

نفرت

او بدون من میتواند که زنده گی کند

او میتواند که بخندد

او میتواند که گریه کند

او مینواند که زیبای های طبیعت را احساس کند

او میتواند که هر خوشی و غم را لمس کند

او بدون من به این همه عادت کرده

من این همه را احساس کردم

من دیگر شکستم

کاملا شکستم

شکسته تر از هر شکستی

بیچاره تر از هر شخصی

این دنیا خیلی عجیب است

من همیشه به محبت باور داشتم

به صداقت باور داشتم

باور داشتم که با محبت هر خار گل میشود

ولی دیگر نه

دیگر من به هیچ چیز باور ندارم

من دیگر محبت را فراموش میکنم

من دیگر از این دنیا نفرت دارم

از هر چیز که در این دنیا است نفرت دارم

از خودم نفرت دارم

نفرت دارم

نفرت

نفرت

نفرت




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 1 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

              پنداشتم همیشه گل خاطر منی     عشق منی امید منی جانی منی

دلم برایت تنگ شده

این جمله امروز چقدر خالي است ! روزي اين جمله تمام حال مرا بازگو مي كرد . واژه واژه اش بوي تنهايي مرا تمام و كمال مي پراگند . امروز اما ، دل تنگ بودن معنايي ندارد ! حس امروز من دلتنگي نيست. انسان براي آنچه كه اكنون ندارد ، اما ديروز داشته است و فردا شايد داشته باشد دل تنگ مي شود . من امروز تو را ندارم ، درست ! اما ديروز و ديروز و صدها ديروز ديگر هم نداشته ام و براي داشتنت هيچ فردايي متصور نيست ! داشتنت خاطره ايست آن چنان كه ديگر به افسانه هاي هزار و يكشب مي ماند و از سوي ديگر محال واره ايست براي فردايي كه به جادوي هيچ غول چراغي ، هرگز نخواهد آمد !! به من حق بده كه بگویم دلتنگ نيستم . من اصلا هيچ نيستم ! هيچ ندارم ! احساسم تكه تكه شده و تصاوير معوج اين آينه تكه تكه به هيچ چيز شباهت ندارد . ما به يك گم شدن نياز داشتيم ، بدون فكر كردن ! در لا به لاي برفهاي تقدير كه بر سرمان مي باريد ......وبلاخره گم شدیم.

 خواستيم متهمي پيدا كنيم .‹‹زمين و آسمان در پيش چشمان ما به شكل مظنونيني هميشگي» درآمدند كه دستهاشان، خائنانه ، دستهاي ما رااز يكديگر جدا كرده بود !بعد هم وقتي ديديم دستمان به جايي بند نيست ،بند كرديم به خودمان! ما خيلي به هم بدهكاريم . ما به خودمان هم خيلي بدهكاريم ! هزار بهانه جور كرديم تاديگر بهانه هم نباشيم ! غافل از اينكه گريه هاي بي بهانه ، بر خاك مي ريزند و گريه هاي بهانه دار بر شانه ! و اين تفاوت زمين است و آسمان

آرزوي محال داشتن مثل اميد بستن به سراب است كه تنها عطش را مي افزايد .آرزوي امروز شايد گريستني باشد بر دامان پرمهرت آن چنان كه سخن را مجالي نباشد و تنها اشك باشد و اشك و بس !  

شاهزاده قصر غزلهاي عاشقانه ام ! غزلواره زندگي ما دو سه بيت كم آورد ! سيلاب فاجعه آن چنان مرگبار بود كه طومار عاشقانگي پيچيده شد ، نا تمام ! ما بايد آن را با هم تمام مي كرديم . همان طور كه با هم آغاز كرديم و ادامه داديم . چه اين غزل ، غزل من نبود ، غزل تو هم نبود ، غزل ما بود ! اما ما نه خواستيم و نه توانستيم « به سرايش اين شعر نا تمام » دست زنيم . چه ديگر دست مشتركي باقي نمانده بود !هجوم طوفان دستهاي ما را از هم جدا كرده بود ….

كاش مي شد چشمها را بست

و بازگشت به روزهاي خوش زندگي...
به خلسه دوست داشتن...
مستي دوست داشته شدن...

كاش مي شد چشمها را بست

و غرق شد در عطش آغوش تو...


كاش مي شد چشمها را بست

يا بازگشت به آن روزهاي خوش
يا فراموش كرد آن لحظه هاي زيبا را...

هر دو محال است...




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1386/08/01ساعت 3 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

free image hosting

دنيا همین طور است: اگر گريه كني ميگویند بیچاره است، اگر خندي کنی ميگویند ديوانه است ، اگر دل ببندي تنهایت ميگذارند ، اگر عاشق شوی دلت را ميشكنند......




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت 12 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

این صبح زیبا را با زیبای شعر تو آغاز میکنم جانی عزیز من......

 

ای که ازتو میخواهم عشق وزنده گانی را

باز گو  به گو ش دل شعر  همزبا نی  را

عشق آتشین ات  را  صا دقانه  میخواهم

عمر  با تو  بودن  را  جاودانه  میخواهم

گل زیبایم با فرستادن این شعر زیبا نمیدانم چرا احساس عجیبی برایم رخ داد و از این شعر خیلی خوشم آمد... میدانی امشب چندین بار این شعر را زمزمه کردم و با هر بار زمزمه کردن چهره زیبا و چشمان مهربان تو در نظرم مجسم شد و از اینکه دلم بی اندازه برایت تنگ شده اشک هایم جاری شد جانی نازم...




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/21ساعت 10 قبل از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

جانی عزيزم:

 

گاهی ناراحت میشوی آنقدر كه انتظار داري تو را  دوست نداشته باشم . عزيزم دوستت دارم...!هميشه وهميشه بي هيچ قيد و شرطي. هر چه بيشتر تو را ميشناسم بيشتر به تو علاقه مند ميشوم.همه احساسات من حتي حسادتهايم ناشي از شور عشق بوده. در پرشور ترين احساس طغيانم حاضرم برايت بميرم.

 تو را بعضی وقت ها بيش از اندازه آشفته و ناراحت میسازم ولي  به عشق ما قسم هميشه براي من عزیز هستي. آخرين تبسم تو شاداب ترين و اخرين حركات تو زيبا ترين آنهاست. بدون تو نميتوانم زندگي كنم....جز ديدار تو همه چيز را فراموش كرده ام در این چند روزی که از پیش ام دور هستی.حس میکنم که  زندگي ام در اينجا به پايان رسيده.  ديگر چيزي نميبينم مرا در خودت ذوب كرده اي......تو تنها اعتقاد من هستي. تو مرا با نيرويي كه توان مقابله با آن را ندارم افسون كرده اي.......

 

اي عزیزترین حس خدا!

امروز کمپیوترم روشن و فایل ها در مقابل ام است اما طبق معمول جز تو به هيچ چيز نمي توانم فكر كنم. اي كاش مي توانستم چهره ناز ات را ببینم امروز.....روز و شب در رنج و عذابم . دلم بسيار در طلب توست بي تو هوايي كه در آن نفس ميكشم مرا اذیت میکند.......

من نمي توانم بدون تو زندگي كنم و بی تو نفس بکشم....خدايا! به ما رحم كن و هر گز ما را از هم جدا نكن... تو هرگز ما را از هم جدا نمي كني نی خدا؟    خداوندا تو جزرحمت چيزي براي ما نمي فرستي نی؟ بيهوده نيست كه روح و جسم ما بر انگيخته شده و با كلام تو شروع  ميشود...خدایا !  تو را شكر ميگويم و براي هرآنچه به ما داده اي و پس از اين به ما عطا خواهي كرد تو راستايش ميكنم .بس جانی مرا برای همیش با من بمان و مرا دوراز او نگذار.

بگذار نامت را صد بار بلكه هزاران بار تكرار كنم جانی عزیزم.... من به تو نامه نمي نويسم، زنگ نمیزنم و اشک نمیریزم چرا که هر لحظه در كنار تو هستم . تو را ميبينم،  صدايت را ميشنوم ، تو را احساس میکنم.......... ابديت در آغوش توست و بهشت و دوزخ نيز. همه چيز در وجود توست....جانی نازم بگذار در هذيان خويش خوش باشم و دل تنگی هایم را برایت بنویسم  ..... جانی زیبایم من و تو سفر دشواری پیش رو داریم پس بايد باده زندگي را تا به آخر سر بكشيم. عشق های ما، غصه های ما، شادی های ما و هر چه كه هست و هست..........




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/25ساعت 11 قبل از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

جانی نازم

 

همیشه وقتی یکی ازمن  می پرسید چقدر دوستم داری یک عدد بزرگ میگفتم ...

ولی وقتی تو ازمن پرسیدی چقدر دوستم داری گفتم : یکی ... !!!

میدانی چرا ...؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددی که می شناسم یک است ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزهای دنیا همیشه یکی اند ... ؟

ماه یکی  ... خورشید یکی  ... زمین یکی ... خدا یکی ... مادر یکی ... پدر یکی ... تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکی است ...

پس این را بدان از حالا تا همیشه یکی دوستت دارم ...




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت 4 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

قلبم شکسته

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست.........

این دل با نگاه سردی پر پر میشود...........................                         




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 3 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

 

نازم              پنجره بسته                   نازم

دل من پنجره بسته خاموش بود

که فقط در عمرم

یک نفر کرد از این پنجره بسته

عبور............

شهوار زکمینگاه غرور

مخمل چاپ های همان عابر

مغرور هنوز........

شب و روز در دل این ره طنین انداز است

و بدین امید که شبی برگردد

سالهاست که دگر پنجره هر شب

باز است.............




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/28ساعت 3 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

دلم تنگ است برایت جانی نازم

 

هیچ وقت به کسی دل نبند

چون این دنیا آنقدر کوچک است

که دو تا دل کنار هم جا ندارند

            جانی نازم

        ولی اگر دل بستی هیچ وقت جدا نشو

  چون این دنیا آنقدر بزرگ است

که دیگر پیدایش نخواهی کرد

جانی دوستت دارم



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1386/04/24ساعت 5 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

جانی نازم

درتمام لحظات تنهایی ام که گویی پایان نخواهد یافت

تنها به تومی اندیشم

به توکه احساس مرانادیده نخواهی گرفت ومراقبل ازآنکه درمرداب اندوه غرق شوم نجات خواهی داد.عشق مراخواهی ستودودرباغ کوچک قلبم ؛گل امیدخواهی کاشت.

تنهاچیزی که برایم ارزشمنداست توهستی.

تویی که نمی توانم حتی درخیالم به بی توبودن حتی برای یک لحظه ای کوتاه فکرکنم.

نمی دانم تاکی باید صبرکنم اما دوباره صبرمی کنم چون عادت کرده ام یاد بگیرم غیرازصبرکردن وتسلی یافتن باخاطرات زیبایت چاره ای ندارم

من بخاطر به تو رسیدن تا آخر عمر میتوانم صبر کنم و صبر خواهم کرد

بس دلم بسیار به یادت میطپد و یادت میکند عزیزم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19ساعت 5 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

زیبا زیبا زیبا 

All I Have Is U Jani

Oh, It's Now Or Never-It's No Empty Way
I Will Stay Forever……Babe, What Can I Say
I Miss You Like Crazy-Where Did You Sleep Last Night
Nobody Knows You Baby-…Please Stay Here By My Side

And All I Have And All I Need And All I Want Is You Jani
And All I See And All I Feel Is Just Holding You Forever Jani
All I Miss And All I Dream And All I Want Is Your Sweet Love
And All I Know And All I Say Is That I Can't Get Enough


My Love Is Getting Stronger-My Love Is Here To Stay
I Can't Wait No Longer-Baby, Make My Day
Oh, Tonight I'm Lonely-So Lonely Without you
Know That You The Only And That My Heart Is True


All I Missed, It's You…... Jani
Wherever I Go-I Miss You……. Jani
And I Need You……… Jani

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1386/04/05ساعت 12 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

 

برای دوست داشتن ات

محتاج دیدن ات نیستم...

اگر چه نگاهت آرامم می کند

محتاج سخن گفتن با تو نیستم ...

اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است

دوست دارم

نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم

دوست دارم بدانی

حتی اگر کنارم نباشی...

باز هم

نگاهت می کنم ... صدایت را می شنوم ... به تو تکیه می کنم

.

.

. 

 هميشه با منی و هميشه با تو هستم هر جا که باشي.

 

 

سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی  



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت 2 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

جانی عزیزم 

 

جانی نازم........

 

اي قشنگترين حس خدا
اي زيباترين لطف خدا
من برايت مي نويسم
براي تو جانی من...........

تو....... که دستهايت پاکترين دستهاست

تو که دلت عاشق ترين دل دنياست من برايت مي نويسم
از عشق.........
از تنهايي...............

تنهايي هايي که تنها همدمش خطوط پر محبت نوشته هايت است
از زيبايي يک شاخه گل سرخ که گوشه ي اتاقم جا دارد
از تمام دنيايم برايت مي نويسم
من به تنهايي يک شاخه ي بيد در انتظار تو خواهم نشست
در انتظار دستانت.......
در انتظار چشمانت ...........
شايد روزی برق پر محبت چشمانت مال من باشد
شايدروزی گرمي دستانت را حس کنم
وتا آن روز به انتظارت خواهم نشست.................

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1386/03/22ساعت 8 قبل از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

 

چه بی تابم...............

چه غمگینم چه تنهایم........

تو را هر شب صدا کردم..........

نمی بینی نمی خوابم....................

بیا تا باورت گردد.............................

که بی تو کمتر از خاکم..............................

ولی با تو به افلاکم........................................

بیا با آرزوهایم.................................................

بسازم خانه ای در دل..............................................

سراغم را نمیگیری.....................................................

مگر بیگانه ای با دل........................................................

چه بی تابم گل من................................................................

چه غمگینم عزیز من................................................................

چه تنهایم بی تو جانی من...............................................................




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1386/03/20ساعت 3 بعد از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

تقدیم به کسی که مفهوم زنده گی من است...!

همیشه دوست دارم هر کاری را با یاد تو و با عشق تو آغاز نمایم عزیزم. چرا که این عشق به من نیرو خارق العاده میدهد در انجام کار ها جانی نازم. من امروز هم طبق معمول آغاز این وب را با عشق تو و برای تو نمودم..... در مقابل عشق تو این وب چیزی نیست ولی من میتوانم که حرف های دل خود را اینجا بنویسم و به همه بگویم که چقدر دوستت دارم و چقدر برایم ارزش داری جانی جانم.....

ترا چون موج دریا دوست دارم................ ترا تنهای تنها دوست دارم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/03/17ساعت 9 قبل از ظهر توسط ..:: جانی و جانو ::..

jani janoo 45